لباس در ایل بختیاری
لباس بختیاری
تمامی ساکنین سرزمین بختیاری تقریبا به یک شیوه لباس محلی بر تن می کنند و در لباس محلی بختیاری (لباس مردان ) تنها از دو رنگ سیاه و سفید استفاده گردیده است . لباس بختیاری شامل کلاه خسروی ، چوقا ، شال و شلوار گشاد سیاه رنگ معروف به (دبیت ) و کفشی به نام گیوه معروف به گیوه ملکی می باشد . عموماً با توجه به فصول سرما و گرما ، در زیر بالاپوش چوقا کت و پیراهن هم پوشیده می شود که انتخاب رنگ و جنس آنها به دلخواه صورت می گیرد . سن و سال افراد در انتخاب رنگ تاثیر بسزایی دارد.
در لباس محلی بختیاری کلاه خسروی،چوقا ، شلوار دبیت وگیوه ملکی جملگی در رنگ های ثابت ومخصوص هر کدام ارائه می گردد . یعنی اینکه در تمامی سرزمین بختیاری این البسه ها به یک شکل ورنگ برتن مردان بختیاری دیده می شود که ما در ادامه به معرفی انها می پردازیم .
۱-کلاه خسروی : اندازه وانواع ارائه شده و مورد استفاده قرار گرفته ی کلاه خسروی درمیان قوم بختیاری به سه گونه بوده است : کلاه بزرگ ، کلاه متوسط ، کلاه کوچک که دو مورد اول به کلاه خسروی معروف هستند و این سه نمونه مورد استفاده قرار دارند. سر،افضل بدن است یا بهتر بگوییم سر افسر جسم ادمی است . بدین خاطر است که درمیان تمامی اقوام مختلف برای محافظت از سر اقداماتی انجام داده اند مثلا در میان اقوام ایرانی و غیرایرانی ساکن ایران در جنوب غربی و جنوب شرقی کشور اقوام عرب وبلوچ زندگی می کنند آنها پارچه هایی را دور سر می پیچند که سر وگردن تا حوالی شانه هارا می پوشاند ، که عرب ها به آن چفیه وبلوچ ها به آن دستار می گویند و مورد مصرف و استفاده ی آن ها برای جلوگیری از رسیدن گرد وخاک وگرماو نور آفتاب به سر و گردن وگاهاً صورت است .و یا اقوامی که درغرب وشما ل غربی و شمال وشمال شرقی (به جز ترکمنان )هم به جهت جلوگیری ازبرودت هوا و رسیدن سرما به سر وگردن وصورت از همین سر پوش ها یعنی دستارو مندیل ویا دستمال استفاده می کنند که نوع بستن و کارایی ان ها(دستار ومندیل و دستمال وچفیه ) در تمامی اقوام ساکن ایران با هم قرابت دارند . در این میان تنها لرستانی ها و بویراحمدی ها و بختیاری ها هستند که کلاه بر سر می گذارندو ما فعلاً در خصوص کلاه بختیاری سخن می گوییم کلاه خسروی که مردان بختیاری برسر می گذارند ربطی به سرما و گرما و نور آفتاب و گرد و خاک ندارد بلکه این کلاه ، نمادی از بزرگی است که بر افضل بدن یعنی سر گذاشته می شود و در شرایط روحی و روانی متفاوت گوناگون آن رابه عقب و جلو و چپ و راست هم خم می کنند . باتوجه به توضیحات داده شده نام این کلاه را انتخاب وبه ان کلاه خسروی یعنی کلاه پادشاهی می گویند.در دوران ساسانیان به پادشاهان (خسرو) می گفتند . 
فردوسی بزرگ می گوید :
چو من زین زرین نهم بر سیاه بسر بر نهم خسروانی کلاه
و به زیبایی هر چه تمام تر فردوسی بزرگ از کلاه خسروی یاد کرده است خواندن و شنیدن این بیت مایه افتخار تمامی کسانی است که کلاه خسروی برسر می گذارند .
کلاه خسروی عقب و جلو ندارد و هر طور و از هر طرفی که روی سر گذاشته شود تفاوتی نمی کند . این کلاه سیاه رنگ است و از پشمی که لابلای مو های بز به وجود می آید ساخته می شود .
۲- چوقا : البسه ای است که از پشم گوسفند بافته می شود . پشم گوسفند را با وسیله ای چوبین به نام پره به نخ های بسیار نازکی تبدیل می کنند وهر چه نخ بد ست آمده از پشم ها نازک تر باشد ، بافت چوقا زیباتر می شود . باران در چوقا نفوذ نمی کند و انسان چوقا پوش از سرما مصون است . این البسه از شانه ها تا حدود زانو ان را پوشش می دهد . پوشیدن این لباس به انسان ابهت می دهد و اندام و هیکل آدمی را بزرگ تر و با هیبت تر نشان می دهد . شکل و تصاویرپشت شانه ها در چوقا حکایت از این دارد که خطوطی نامنظم (شکسته ونیم شکسته و بر افراشته و از سیاهی بالا رفته ) و سپیدی در دل سیاهی قد بر افراشته اند . این خطوط تداعی گر این موضوع است که در سیاهی و تاریکی ( ظلمت) ستون های سپیدی قدعلم کرده اند وبا اینکه تعدادی شکسته و قطع شده اند ولی در نهایت از آن سیاهی بالارفته و آن را در نوردیده اند . انگیزه خلق این تصاویر را باید در مسائل اجتماعی و مذهبی ایران باستان جستجو نمود . چوقا از دو تخته بافته می شود که یک تخته ی آن از شانه ها تا انتهای کمر و تخته ی دیگر از کمر تا حدود زانوها بافته و پس از بافتن از دو تخته انهارا به هم متصل نمود و چوقا شکل گرفته و کامل می شود . چوقا آستین ندارد و لباسی کاملا باستانی است.
۳-شلوار دبیت : از پارچه ای سیاه رنگ معروف به پارچه دبیت دوخته می شود .شلوار دبیت ، بسیار گشاد و دارای دو پاچه است . اصولا این شلوار ، یک الی دو جیب دارد و بوسیله کش یا کمربند به کمر محکم می شود . یعنی گاهی اوقات با بستن کمربند بر روی شلوار دبیت علاوه بر اینکه به زیبایی شلوار می افزاید موجب استحکام این شلوار به کمر هم می گردد . شلوار دبیت عقب و جلوی خاصی نداردو از هر طرفی که پوشیده شود اشکالی بوجود نمی اورد و چون عموما شلواردبیت یک جیب دارد پس از هر طرفی پوشیده شود ان جیب موجود است وکارایی خود را حفظ می کند پوشیدن شلوار دبیت راحتی نشستن را آسان و از خستگی زانوها جلوگیری می کند .

۴- شال : این پارچه ای است بطول ۲الی ۳ متر و به رنگ سفید است این پارچه را بعد از پیچ دادن به دور هم جهت نگهداری از شلوار دبیت و محکم نمودن کمر (گاهاً به جای کمربند ) دور کمر می پیچند شال نمایی زیبا دارد.
۵- گیوه ملکی : نوعی کفش است که…………….. از سه قسمت تشکیل شده است
۱- رویه گیوه ۲- کناره یا حاشیه گیوه ۳- تخت یا کف گیوه
۱- رویه گیوه : بافتنی ای که از پنبه تهیه می شود که بسیار مستحکم و زیباست چون مواد اولیه بافت آن پنبه می باشد لذا دارای طبیعتی خنک و نرم است رنگ این بافتنی همیشه سفید بوده است .
۲-کناره یا حاشیه گیوه : این قسمت که بین رویه و کف گیوه قرار دارد و این دو را به هم محکم پیوند می دهد از جنس چرم ضخیم ساخته می شود . چرم گیوه از پوست حیوانات گوناگونی مانند گاو ،گاومیش ،و شتر و دیگر حیواناتی که دارای پوست ضخیم و محکم می باشد تهیه می شود .
۲- تخت یا کف گیوه : تخت گیوه به قسمت زیرین ان که با زمین تماس دارداطلاق می شود . تخت گیوه که همان کف گیوه محسوب می شود از پارچه های محکم و به هم تنیده شده ساخته می شوند و از استقامت بالایی برخورداراست . رنگ تخت یا کف گیوه عمدتا سیاه و یا بنفش است گیوه ها ی با این مشخصات به گیوه های ملکی شهرت دارند . به علت گرانی گیوه های ملکی ، گیوه ها ی دیگری با کف لاستیکی هم ساخته می شوند که ارزش و اصالت تاریخی ندارند . نکته ی جالب در خلق گیوه ی ملکی این است که این نوع کفش شبیه هم ساخته شده و چپ و راست ندارد .
حال با توصیفات لباس مردان بختیاری نتیجه می گیریم که تهیه و ساخت کلاه خسروی و چوقا و گیوه ملکی در سرزمین بختیاری صورت می گرفته است و برای تهیه و ساخت ان نیازی به مواد اولیه در خارج از سرزمین بختیاری نبوده است . برای شناخت ذوق و استعداد بختیاری ها کافی است به نام کلاه خسروی و گیوه ملکی به دقت نظر بیفکنیم تا حس ملی و ستیزه جویی با خلفای اموی و عباسی را دریابیم . کلاه خسروی ، یعنی کلاه پادشاهی و چنانچه گفتیم خسرو لقب پادشاهان ساسانی بوده است ، حال بختیاری ها با ذوق و هنرمندی تمام ، حس میهن دوستی خود را اشکار کرده اند و نام پادشاه ایرانی ، یعنی کلاه خسروی را بر سر می گذارند و اما گیوه ی ملکی ان چنان که از نامش پیداست یعنی گیوه یا کفش پادشاهی چون در زبان عربی ملک یعنی پادشاه و ملوک عرب در زمان خلافت امویان و عباسیان چندین قرن بر ایران حکمرانی می کردند و به طبع در ایران هم موجب ظلم و ستم هایی شدند لذا بختیاری ها نام انها را در کف گیوه قرار داده و بر روی آن پا می گذارند .
اوج دوستداری مذهب شیعه را بختیاری ها به نمایش گذاشته اند چون خلفای اموی و عباسی غاصبین خلافت بر حق شیعیان و قاتلین امامان (ع) بودند و چون بختیاری ها در تمام ادوار تاریخی به شهادت وجود امامزادگان فراوان در این سرزمین همیشه طرفداران امام علی (ع) و فرزندان بر حقش بودند مبادرت به این نوع نام گذاری نمودند که یعنی خسرو را بر فرق سر و ملک غاصب را زیر پا می گذاریم . از دلائل اثبات این ادعا این است که چون گیوه ی ملکی لنگه های چپ و راست ندارند و دو لنگه ی آن یکی است و فرقی با همدیگر ندارند و چون حکومت اموی هم جای خود را به حکومت عباسی داد، و از دیدگاه شیعیان این دو غاصب بودند و فرقی با هم نداشتند را می توان اشاره نمود .
لباس زنان بختیاری 
زنان بختیاری با آن لباس های کاملا محجبه و زیبا و متنوع به راستی لباس زنان ایران باستان را نمایش می دهد . البسه ی یک زن بختیاری به ترتیب ( لچک ، می نا ، پیراهن بلند ، شلوار قری و گیوه ) است و ما در این مبحث به معرفی آنها می پردازیم .
۱- لچک : نیم کلاهی زنانه است که از قسمت پیشانی تا اواسط سر را پوشش می دهد و به وسیله ی دو بند آویزان متصل به گوشه های پایین لچک و برای نگه داشتن لچک بر روی سر ، دو بندآویزها را در زیر چانه به هم می بندد . لچک را با پولک های ریز و براق و مهره هایی کوچک و ریز بنام منجوق تزیین می کنند که جلوه ای خاص به لچک می دهند . لچک نام باستانی این کلاهک زنانه است به طوری که هنوز در میان زنان زرتشتی هم به آن لچک می گویند ودر میان زنان زرتشتی با همین نام و شکل مورد استفاده قرار می گیرد .
۲- می نا : این پارچه ی نازک و بلند در بین دختران و زنان جوان با رنگ های شاد و متنوع مورد استفاده قرار داشته و این در حالی است که زنان بزرگ سال و سالخورده از رنگ های تاریکتر و به دور از زرق و برق استفاده می کنند . می نا برای پوشش دادن به سر و صورت و موها و گردن و سینه به کار می رود و با وسیله ای به نام ( بند سوزن ) که از سکه های گوشه دار شده به همراه مهره های رنگی متصل به هم تهیه و تزیین می گردد . می نا در جذابیت افراد تاثیر بسزایی دارد در میان زنان زرتشتی می نا جایگاه داشته و زنان زرتشتی هم از ان استفاده می کنند زرتشتیان به (می نا) ، (مکنو ) یا (مکنا ) می گویند . کاربردی ( می نا ) و (مکنو) در بین زنان بختیاری و زرتشتی به یک گونه می باشد .
۳- پیراهن بلند : این پیراهنی است بدون کالر و با آستین های بلند که از روی شانه ها تا حدود زانوها را پوشش می دهد انتخاب رنگ پیراهن به سن و سال زنان و دختران بستگی دارد این پیراهن بلند در حوالی سینه ۳الی ۴ دکمه دارد که علاوه بر پوشیدن راحت تر پیراهن کار شیردهی فرزندان شیرخواره را در زنان انجام می دهد.
۴- شلوار قری : این شلواری است با چین های فراوان و بدون پاچه دوخته و نیم تنه پایین بدن را پوشش می دهد . اصولاً در قسمت بالای این شلوار جداره ای بوجود می آورند و طناب باریکی و یا بندی از میان آن جداره عبور داده و شلوار قری به وسیله همین بند و یا طناب باریک به کمر محکم بسته می شود . شلوار قری از جنس پارچه های مخملی بسیار زیباست انتخاب رنگ های شاد ، جذابیت این شلوار را چند برابر می کند . در زبان محلی بختیاری (قر) به معنی پیچ و تاب است . در مورد گیوه ملکی هم سخن گفته شد . کاربرد این کفش در زنان و مردان به یک گونه بوده است .
القاب و مناصب در بختیاری
در میان مردمان قوم بختیاری القاب و مناصب گوناگونی وجود دارد که ابهت و ارزش های اجتماعی افراد رانشان می دهد . این القاب و مناصب در طوایف و تیره های مختلف بختیاری به یک گونه نیست و کاربرد هر کدام از این واژگان ، ارزش و نفوذ و قدرت افراد را نشان می دهد که به معرفی این القاب و مناصب در قوم بختیاری می پردازیم .
آ- واژه یا صدایی است که در میان تمامی بختیاری کاربرد دارد آ ، اولین صدای الفبای فارسی است و تنها صدایی می باشد که دارای سرکشی کلاه مانند است و در زبان فارسی به آ کلاه دار معروف است و کاربرد آن در ابتدا ی اسامی افراد می آید . آ یک واژه ی ارزشی و اکثراً بختیاری ها از این عنوان و احترام در معرفی افراد استفاده می کنند مثلاً به مختار ، آمختار می گویند .
خان – خان یک منصب دولتی و حکومتی بوده است اصل این کلمه ترکی مغولی می باشد . اصالتا این واژه از زمان ایلخانان مغول وارد فرهنگ بختیاری گردیده و درانتهای اسامی افراد می اید . خان تنها وازه ای از القاب و مناصب در بختیاری هاست که به آخر نام افراد اضافه می شود مثلا به محراب ،محراب خان می گویند.
توشمال – به معنی بزرگ است و در بعضی تیره ها و طوایف بختیاری کاربرد دارد و در ابتدای نام افراد می اید . مرحوم علامه علی اکبر دهخدا ، توشمال را به خوانسالار ، ناظر ، رئیس طوایف لرها و رئیس کد خدا در ایل و قبیله معرفی می کند.
کیخا – این واژه تنها در چند طایفه بختیاری به کار می رود کیخا در ابتدای نام افراد می اید و لقبی مخصوص بزرگان است . کیخا از القاب باستانی ایران زمین و دارای ارزش و احترام خاصی می باشد فردوسی بزرگ واژه ی کی را لقب پادشاهان ایران باستان ذکر نموده است مثلا قباد را کیقباد و خسرو را کیخسرو می نامد .
سید وشیخ – دو مقام معنوی در میان قوم بختیاری است اصل این دو واژه عربی و به سادات و کسانی که در خدمت امامزاده ها هستند اطلاق می شود . این دو مقام ارزش و اعتباری خاص در میان بختیاری ها داشته و دارند . سید وشیخ در ابتدای اسامی افراد می اید مثلاً سید عباس و یا شیخ عباس .
خواجه – مختص به تیره هایی از طوایف بختیاری است که معنی بزرگ و یا بزرگ قابل احترام معنی می دهد در لغت نامه شادروان علی اکبر دهخدا خواجه به معنی رئیس خانه ، کدخدا و سید و اقا امده است . نظامی شاعر ایرانی می فرماید :
بنده ی دل باش که سلطان شوی خواجه عقل و ملک جان شوی
خواجه چندین تفاوت با دیگر القاب رایج در بختیاری دارد .
۱- خواجه علاوه بر اینکه از القاب بوده خود یک تیره محسوب می باشد .
۲- خواجه تیره ای از طایفه است و در بعضی طوایف دیگر هم وجود دارد یعنی در بعضی طوایف نام تیره خواجه مشترک است .
۳- خواجه به تمامی مردان تیره ی خواجه اطلاق می شود که یک ارزش نزادی است .
۴- نام خواجه در تمامی ایران شناخته شده است .
۵-خواجه از القاب بزرگان اندیشمند و متفکر ایرانی است مانند خواجه نظام الملک و …
میر – مخفف امیر و به معنی بزرگ است کاربری وازه میر سابقا بیشتر بوده است و امروزه کم تر مورد استفاده قرار می گیرد میر در ابتدای نام بعضی طوایف امده است .
بی یا بی بی – این لقب افتخار امیز مخصوص زنان است . اصولا این عنوان علاوه بر شایستگی زنان و دختران از اعتبار نزادی هم سرچشمه می گیرد وازه ی بی یا بی بی در ابتدای اسم می اید مانند بی ثریا یا بی بی ثریا .
شاهنامه فردوسی
اگر اطلاعات ما راجع اقوام ساکن ایران جدا از ساکنین شهرها کافی باشد پی می بریم که ساکنین فعلی ایران ، اقوام ترکمن ، ترک ، گیلک ، کرد ، بلوچ ، عرب ، لر و … هستند. هر کدام از این اقوام ، با توجه به نزاد خود ، دارای زبان و فرهنگ مخصوص به خود می باشد که به جز لرها و عموما قوم بختیاری ، هیچ کدام با زبان شاهنامه مناسبت مادری ندارند ، بدین معنی که اقوام ترکمن ، ترک ها ، کردها ، گیلک ها ، بلوچ ها ، و عرب ها و غیره باید علاوه بر زبان مادری ، زبان فارسی را هم فرا بگیرند تا متوجه معنای اشعار و سخن شاهنامه شوند . ولی بختیاری ها که شاخه ای از اقوام لر محسوب می شوند . بدون یادگیری زبان فارسی و تنها با همان زبان مادری خویش مفهوم و معنای اشعار شاهنامه را درک می کنند بدین گونه پی به ارتباط زبان شاهنامه و زبان بختیاری خواهیم برد . ناگفته نماند در محیط جغرافیایی امروزی ایران زمین تنها قومی که کاملا در این محدوده به سر می برند اقوام لر هستند . سه قوم لرهای لرستان ( لر کوچک )، لرهای بختیاری ( لر بزرگ ) و لرهای کهگیلویه و بویر احمد،( لر پشتکوه ) اقوام بزرگ لر را تشکیل می دهند به همان اندازه که بلوچ ، ترکمن ، ترک ، کرد و عرب در محدوده ایران زندگی می کنند چندین و بعضا دههابرابر این اقوام در کشورهای پاکستان ، ترکمنستان ، ترکیه ، جمهوری اذربایجان ، عراق و کشورهای عربی زندگانی دارند و این خود نشان از این موضوع دارد که در تمامی ادوار تاریخی از گذشته های دور تا به امروز ، لرها تماما و کاملا در میان خاک ایران زیست نموده و ایران زمین زیستگاه همیشگی آنان بوده است .
حال با این توضیحات داده شده ببینیم به جز اینکه زبان مادری قوم بختیاری هم خوانی و همسویی با شاهنامه دارد ، آیا فردوسی بزرگ و نامدار ، در شاهکار جهانی خود شاهنامه ، از واژگان باستانی که در قوم بختیاری هم کاربرد فراوان دارد ، استفاده نموده است یا خیر برای پاسخ دادن به این پرسش با هم مروری بر برخی از ابیات شاهنامه خواهیم افکند .
فردوسی می گوید :
بپرسید نامش زفرخ هجیر بدو گفت نامش ندارم به ویر
در این بیت اشاره فردوسی به واژ ه ی ویراست و در زبان بختیاری ویر یعنی خاطر ،، فکر ،اندیشه وهواس است .ویروم واته :فکر و هواسم با شماست
مرا سهم دادی که در پای پیل تنت را بسازم چو دریای نیل
سهم دادی : تهدید کردی – سهم : تهدید – سم وند: تهدید کرد
یکی باره پیشش به بالای او کمندی فرو هشته تا پای او
هشت : گذاشت – هشته ک گذاشته – هشتس : او را گذاشت
چو هومان ورا دید با یال و کفت فرو ماند هومان از او در شگفت
کفت : شانه ، کتف
به کشتی گرفتن سخن بود دوش نگیرم فریب تو زین در نکوش
دوش : دیرو ز ، روز گذشته
به کشتی گرفتن نهادند سر گرفتند هر دو دوال کمر
دوال :کمر بند ، دیال ، دوال : کمربند
بر ایوان چنو کس نبیند نگار بدو تازه شد فره ی شهر یار
چنو : همانند او
ایر گردن اسپ بندم بلاف بدین نام جویم بروز مصاف
ایر : اگر اسپ ، اسب
زمانی همی بود سهراب دیر نیامد به نزدیک او زند شیر
دیر : دور بودن ، فاصله داشتن ، به موقع نیامدن ، دور آمدن
بنه پر پیکان بر او بر نشان نمودند تورا ازگزندش نهان
بنه : بگذار ، قرار ده – بنه : نگاه کن ، دقت کن
سیوم تیر و چارم بزر بر دهانش که بر دوخت بر هم دهان و زبانش
سیوم : سوم – چارم : چهارم
وگر دل نخواهی که باشدنژند نخواهی که دایم بوی مستمند
بوی: باشی
کنون تا در تیسفون لشکر است همین زاغ پیسه بپیش اندر است
پیسه : سیاه و سفید
ابا لشکری گشن و شمشیر زن به بیداد بگرفت شهر یمن
ابا : همراه ، با همراهی گشن ، انبوه گشه : در ختچه هایی با شاخ و برگ انبوه
همانگه چو آهو شد اندر گریز سپهبد سر و نهای آن نره تیز
به دو تیر پیکان ز سر بر گرفت کنیزک بدو ماند اندر شگفت
سرونهای : شاخ های سرون : شاخ ها سرو :شاخ
چو یک بهره بگذشت از تیره شب چنان چون کسی کو بلرزد زتب
یک بهره : یک قسمت ، یک پاس – یک بهره ز شوگار : یک قسمت از شب
چو سهراب نزدیکی دز رسید هچیر دلاور سپه را بدید
دز : دژ، قلعه – دز اسد خون : قلعه یا دژ اسد خان
به بالا زرستم همی رفت خون بشد سست و لرزان که بیستون
که : کوه
و بسیاری دیگر از واژگان زبان بختیاری که در شاهنامه به کار رفته است کاربرد این واژگان در بختیاری هنوز به شیوه و معنای کهن است همان طور که در شاهنامه به کرات به این دست واژگان بر می خوریم و این نشان از قدمت و اصالت بختیاری و علاقه شدید این قوم به شاهنامه و شاهنامه خوانی دارد .اوج افتخار ، درک مفهوم ابیات شاهنامه در زبان مادری قوم بختیاری می باشد.
منبع :تاریخ باستانی لالی ونگرشی برفرهنگ قوم بختیاری









این وبلاگ به انعکاس امور هنری ورسانه ایی از دیدگاه منوچهربرون می پردازد وهدفش بیشتر تحلیل ونقد وبررسی است